هفت ماه پس از اعلام آتشبس، اسرائیل همچنان در غزه عملیات نظامی انجام میدهد و شمار قربانیان فلسطینی از ۷۲ هزار نفر گذشته است. پشت این بنبست، بیش از اختلافات نظامی، معادلهای سیاسی قرار دارد: بقای نتانیاهو به ادامه جنگ گره خورده است.
غزه؛ آتشبس یا نام تازه جنگ؟
آتشبس غزه در حالی روی کاغذ باقی مانده که از زمان اجرای آن دستکم ۸۸۰ فلسطینی به دست نیروهای اسرائیلی کشته شدهاند و شمار کل قربانیان از ۷۲ هزار نفر گذشته است. جنگ متوقف نشده؛ بلکه شکل آن تغییر کرده است؛ حملات در قالب پاسخ به «نقض آتشبس» ادامه دارد، بازسازی با مانع روبهروست و میانجیها همچنان برای احیای توافق تلاش میکنند.
اما ریشه این شکست را آنگونه که اشغالگران تلاش میکنند نشان دهند نمیتوان فقط در رفتار حماس یا منطق میدان جنگ جستوجو کرد. مسئله اصلی در داخل اسرائیل است؛ جایی که نتانیاهو برای حفظ قدرت به ائتلافی وابسته است که پایان واقعی جنگ را نمیپذیرد.
به همین دلیل، آتشبس برای نتانیاهو نه الزاماً یک دستاورد دیپلماتیک، بلکه میتواند تهدیدی مستقیم علیه موقعیت سیاسی او باشد.
معادله ۶۱ کرسی؛ گروگانگیری سیاسی نتانیاهو
ساختار ائتلافی رژیم اسرائیل شکننده است. بدون حزب «اتحاد یهودیت توراتی» یا UTJ، ائتلاف نتانیاهو تنها ۶۱ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست را در اختیار دارد؛ یعنی دقیقاً حداقل اکثریت.
این عدد کوچک، وزن احزاب راست افراطی را بسیار بزرگتر میکند. اسموتریچ صراحتاً تهدید کرده است در صورت توقف کامل جنگ استعفا خواهد کرد و خواستار تضمین ادامه عملیات اسرائیل پس از مبادله اسرا شده است. بنگویر نیز پیشتر در اعتراض به توافق آتشبس از ائتلاف خارج شد و آن را «تسلیم در برابر حماس» خواند.
در چنین شرایطی، پایان جنگ میتواند ائتلافی را که نتانیاهو برای نخستوزیری به آن نیاز دارد، متلاشی کند. حتی اختلاف بر سر معافیت یهودیان فوقارتدوکس از خدمت نظامی، که مستقیماً به غزه مربوط نیست، اکنون میتواند اکثریت دولت را تهدید کند.
بحران برای نتانیاهو فقط جنگ در غزه نیست؛ جنگ اصلی، حفظ اکثریت در داخل اسرائیل است.
انتخابات؛ جایی که جنگ به سرمایه سیاسی تبدیل میشود
انتخابات، متغیر اصلی این معادله است. پایان جنگ پیش از انتخابات، نتانیاهو را از مهمترین سرمایه سیاسیاش محروم میکند؛ تصویر رهبر امنیتیای که خود را برای حفاظت از اسرائیل ضروری نشان میدهد.
پایان جنگ همچنین خانوادههای گروگانها را به یک نیروی سیاسی قدرتمند تبدیل میکند؛ نیرویی که میتواند بپرسد چرا توافق زودتر حاصل نشد و آیا برخی گروگانها به دلیل تأخیر سیاسی جان باختند.
از سوی دیگر، بنگویر و اسموتریچ میتوانند نتانیاهو را از سمت راست هدف بگیرند و او را به تسلیم متهم کنند. در همین حال، «نفتالی بنت»، که خود را نسخهای سختگیرتر اما کارآمدتر از سیاست راستگرایانه معرفی کرده، میتواند استدلال کند که جنگ از ابتدا بد مدیریت شده است.
بنابراین ادامه جنگ برای نتانیاهو یک ابزار سیاسی نیز هست؛ جنگ شکافهای ائتلاف را موقتاً زیر سایه خود میبرد و به نخستوزیر اجازه میدهد زمان هر توافق احتمالی را خودش تعیین کند.
توافقی که راست افراطی نمیپذیرد
اختلاف بر سر آینده غزه، فاصلهای بنیادی میان طرحهای دیپلماتیک و خواستههای ائتلاف نتانیاهو ایجاد کرده است.
چارچوب مورد حمایت آمریکا، قطر، مصر و اتحادیه عرب، خلع سلاح قابل راستیآزمایی، تشکیل یک کمیته اداری فلسطینی برای اداره امور غیرنظامی و جدول زمانی خروج نیروهای اسرائیلی از مناطق مسکونی را دربرمیگیرد.
اما اسموتریچ خواهان آن است که اسرائیل کنترل تأمین و توزیع کمکهای بشردوستانه را در دست داشته باشد و بنگویر از اشغال دائمی یا اسکان مجدد در غزه حمایت میکند.
آنچه نتانیاهو میتواند در چارچوب ائتلاف خود بپذیرد، بنابراین بیشتر شبیه «آتشبس از بیرون و اشغال مدیریتشده از درون» است؛ ادامه حضور نظامی در مناطق کریدوری، کمکهای بشردوستانه تحت کنترل اسرائیل، حذف حماس از ساختار حکمرانی و نبود جدول زمانی روشن برای بازسازی؛ این دقیقاً همان نقطهای است که توافق با حماس به بنبست میرسد.
سه سناریو برای جنگی که پایانش سیاسی است
سناریوی پایه با احتمال حدود ۴۰ درصد این است که وضعیت فعلی تا انتخابات ادامه یابد؛ حملات اسرائیل تحت عنوان پاسخ به نقض آتشبس، گسترش مناطق حائل، ممانعت از بازسازی و مذاکراتی که بیشتر بیانیه تولید میکنند تا اجرا. در این حالت، وضعیت غزه تا دسامبر بهتر از امروز نخواهد بود.
سناریوی منفی نیز حدود ۴۰ درصد احتمال دارد؛ ائتلاف پیش از انتخابات یا بلافاصله پس از آن فروبپاشد و یک دولت موقت شکل بگیرد؛ دولتی که توان پذیرش امتیازات لازم برای توافق واقعی را ندارد. در این صورت، پنجره موجود برای دیپلماسی،دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، میانجیگری قطر و مصر و آمادگی حماس برای مذاکره، ممکن است از دست برود.
اما سناریوی مثبت، با احتمال حدود ۲۰ درصد، زمانی شکل میگیرد که انتخابات ائتلافی را به وجود آورد که برای اکثریت خود به بنگویر و اسموتریچ وابسته نباشد.
در چنین شرایطی، بنت میتواند با اتکا به اعتبار راستگرایانه خود توافقی را بپذیرد که نتانیاهو از نظر سیاسی قادر به پذیرش آن نیست؛ همانگونه که اعتبار ضدکمونیستی نیکسون امکان سفر او به چین را فراهم کرد.
مسئله غزه، بنابراین، بیش از آنکه در دوحه یا قاهره حل شود، در صندوقهای رأی اسرائیل تعیین خواهد شد. تا زمانی که معادله ائتلافی تغییر نکند، پایان جنگ میتواند برای نتانیاهو پرهزینهتر از ادامه آن باشد.
آتشبس در چنین شرایطی دیگر یک توافق صلح نیست؛ وقفهای موقت در جنگی است که بقای سیاسی نخستوزیر اسرائیل به آن وابسته شده است.





نظر شما